خرید بک لینک
حریف هرچه شوم
حریف دو چشم مستت نمیشوم
اسلحه که چه عرض کنم
بمب کشنده داری.

معصومه حسین زاده

(سپیده_حسینی)

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:49

به گمانم عادتش باشد
میرود
عاشق میکند
کشته میدهد
بعد مانند قهرمانان فیلم صحنه را ترک میکند.

معصومه حسین زاده

(سپیده_حسینی)


برچسبها: عاشق, قهرمان, کشته, عادت

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:49

اتاقم پر از تنهایست،پر از بوی انتظار روزانه .
مثل پایان تلخ یک زندگی میماند انتظار،کسی چه میداند شاید انقدرها هم مسئله بزرگی نباشد چند ساعت نبودن.
اما دل است دیگر منطق که سرش نمیشود خودت که آمدی حالیش کن.

معصومه حسین زاده

(سپیده_حسینی)


برچسبها: تلخ, انتظار, منطق

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:49

امروز
امتحان ادبیات داشتم
با اونهمه شعری ک خونده بودم احساس شاعری میکردم
رسیدم دانشگاه
رفتم حیاط
چشام خورد ب چشماش
توو ی لحظه غرق هم شدیم
ی لبخندی زد و گفت :
سَ لام
لوپام سرخ شدن ،نمیدونم چرا خجالت کشیدم
با ی لبخند ملوس گفتم سلام و دویدم سمت سالن دانشگاه
و این شد شروع شاعری من .

معصومه حسین زاده
(سپیده_حسینی)


برچسبها: ادبیات, دانشگاه, شاعری, خجالت, سرخ

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:49

باعث این همه بی خوابی
همون ادمیه که شبا سرشو میزاره روو متکا و اروم و باخیال راحت میخوابه
وقتیم که صبح از خواب پا میشه
یه ادم سرحال و پرانرژیه
اخه میدونی اونایی که کار بد میکنن اونم دونسته ،هیچوقت پشیمون نمیشن و وجدان درد ندارن
الکی منتظر نشو که یه روزی آهت دامنشو بگیره
مطمعن باش دفعه بعد که ببینیش سرحال تر از قبله .

معصومه حسین زاده

(سپیده_حسینی)


برچسبها: بی خوابی, انتظار, وجدان

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:49

بلدم خودمو غرق آغوشی کنم که هیچ حسی بهش ندارم
بلدم براش از دلتنگیام بگم
بلدم بگم چه چشمای نازی داره
حتی بلدم اینقدر نگاش کنم که یهو خوابم ببره
ولی تو بهم بگو ،چجوری بلد بشم بهش بگم دوست دارم؟
میبینی تو اونقدر مقصری تووی حال و روزم که حتی با برگشتنتم نمیتونی خوبم کنی ...
معصومه_ حسین_ زاده
(سپیده_حسینی)
برچسبها: نگاه, دلتنگی

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:49

من دوستت خواهم داشت مثل هرشب ...فردا که چشمانت را باز کنیاسمان روشن تر استخورشید لبخند میزندو این لبخند انعکاس زیبایی توست،هدیه ای برای آسمان حسودی ام می شود به خیابان ها و کوچه هایی که رد پای تو را دارندآسوده قدم از قدم برمیداری و من ،اینجا،تمام دلتنگی هایم را با بعضی دردآور روی دیوار ترک خورده

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:49

قسم به آغوشت...
به تپش نا منظم قلبت....
و به چشمان پر از عشقت...
با تو خواهم ماند...
و آغوشم...
دلبری هایم...
بوسه هایم...
تماما متعلق به تو خواهد ماند....
تو تنها برای من بمان...
و من تنها برای تو....
تا ابد....
یا شاید هم یک روز بعد از ابد...
#معصومه_عالمی


@delneveshttttبه کانال دوست عزیزم سر بزنید،متن هایی نوشته شده از اعماق وجود


برچسبها: معصومه عالمی, @delneveshttt, اغوشم, قسم, دلبری

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 4:32

سقف دلتنگی هایم بلند و بلند تر شده
رسیده به آسمان
وقتی نیستی ،وقتی ندارمت
جانم میسوزد
دلم میگیرد از نداشتن های پی در پی
هوا میگیرد از من اکسیژن را
و تنها خداست که هنوز در برابر گرفتن جانم مقاومت می کند
با اینکه می داند من دیگر زنده نیستم و فقط

نـــــــــفــــــســـ
می کشم

معصومه حسین زاده
(سپیده_حسینی)


برچسبها: نفس, اکسیژن, زنده نیستم, ندارمت, دلتنگی

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 20:25

صفحه بندی